سکوت اجباری

آخرین فعالیت‌های سکوت اجباری

درباره سکوت اجباری

سکوت اجباری

پیش و پسِ حکایت‌ها گفتند که زرّین و طلایی‌ست. وصیت‌ها کردند و اشعار نوشتند که اگر آن را دیدی، هوشیار باش و از دستش مده؛ حتی اگر ذره‌ای از آن نصیبت شد، غنیمتی بی‌بدیلش بشمار. فرمان دادند که بی‌غفلت دنبالش بگردی، به هر سو و سمتی نظری بیندازی و اگر شد، با بی‌شرمی از چنگال دیگری به تصرف خودت درآوری.

تمام عمرم را با اشتیاق به دنبالش جستم و هنوز هم ماهیتش را نیافته‌ام.

به هر جسم و جاندار و بی‌جانی که رسیدم، اگر طلایی و درخشان بود، گمان کردم شاید همان باشد. گاه چنان دور و دست‌نیافتنی بودند که از رسیدن بهشان خسته و ناامید می‌شدم. و گاه با حسرتی عمیق چشم می‌دوختم به مردمانی که سوار بر آن، پیش می‌رفتند.

ناگهان ندایی شنیدم: «برخیز و زرهِ پولادین بر تن کن. وقت آن است که این فرصت را برای خودت بسازی. باید تا زمانی که این جان به لب نیامده، رامش کنی.»

ترسیدم. لرزیدم.

درّه‌ای بود که از انتهایش نشانی نبود.

صدا دوباره در گوشم پیچید:

«باید خطر کرد.»

جهان تکان خورد و گویی آدم‌هایی شجاع‌تر از من را پدید آورد. ندا آمد:

«چند چیز از کف می‌رود و بازنمی‌گردد: سخنِ رانده‌شده، تیرِ رهاشده، زندگیِ سپری‌شده و فرصتِ از دست‌رفته.»

اما اژدهای طلاییِ فرصت، پیش از آن‌که به تسلیم و رام من درآید، منقرض شده بود.

  • سلام رفیق چطوری؟ به سکوت‌اجباری خوش اومدی! ✔✔

  • از این که گذرت به صفحه خاطرات من افتاده واقعاً خوشحال شدم. ✔✔

  • غرق قصه‌ها و تخیلاتم بودم که متوجه شدم تو اومدی، قدمت به روی چشم رفیق! ✔✔

  • اگه نویسنده‌ای یا خواننده، خوشحال میشم بعد خوندن مطالب: یه برداشت کوچولو، نقد ویا حرفی‌حدیثی بود برام کامنت کنی. آدرست رو هم بذار حتماً با گل و شیرینی بهت سر می‌زنم! ✔✔

  • راستی اگه بعد خوندن مطالب بازم دوست داشتی بمونی، بهت پیشنهاد می‌کنم که سری به بخش «مطالعه آزاد» توی آیکون ذره‌بین بزنی.✔✔

  • پیشاپیش از آشنایی باهات خوشحال شدم، موفق باشی. ✔✔

سکوت اجباری

به حالتی اشاره دارد که فرد به دلیل شرایط، ناچار به سکوت است؛ نه از روی انتخاب…